تبليغاتX
شلوغ پلوغ

 

سلام به همه ....

من بالاخره اومدم.

بازم ممنونم از هنگامه به خاطر این همه پست قشنگ.

راستی بچه ها شما هیینگامه رو ندیدین؟؟؟

نظیرو چطور؟؟؟

یوها ها ها ها

کتک می خوریم!!

 

!!!!!!بد شانسی!!!!!!!!

 

اگه یه بار همه 20واحد رو توی یه ترم افتادین !......... بی خیالش

اگه شما رو با نمره
11.99
مشروط كردن !.........خوب شده دیگه

اگه استاد می خواد به جای آقا بهتون بگه
خانوم
!.........بگه

اگه یه دفعه هارد 60گیگابایت شما هاپولی هاپو شده!.........پیش میاد دیگه

اگه سر مراسم خواستگاری،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ایشاالله خوشبخت بشه

اگه آمریكا یه موشك اتمی تنظیم كرده درست روی خونه شما
!.........مسئله ای نیست

اگه صبح اول مهر بجای ساعت 6،ساعت 7 رفتین سر كار !.........دقیقا" رفتین سر كار

اگه كفشی رو كه امروز واكس زدین رو همه لگد می كنن !.........تعجبی نداره

اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسی دعوت شدین !.........مباركه،عروسی رو كه نمی شه نرفت

اگه کار شما به جایی رسیده كه
خودتون به خودتون ایمیل می زنین
!.........اینجوری هم یه صفایی داره

اگه توی انتخاب واحد به شما 13واحد بیشتر نرسیده !.........حتما" حكمتی توی اون بوده

اگه بعد از 3ساعت چت كردن یادتون اومد كه با اینترنت ساعت 500تومن وصل شده بودین !.........مهم نیست

اگه شمعهای كیك تولد شما رو بقیه فوت كردن !.........لبخند بزنین

اگه ماشینتون جلوی یه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گیری بلد نبودین !.........خودتون رو نبازین

اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدین
یكی پشت سرتون وایساده !.........عیبی نداره بابا

اگه بغل دستی شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما ردیف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توی دماغش فرو كرد،شش دور بپیچوند، بعد با یه حالت دورانی بیرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خیلی آروم زیر میز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه

 !این یكی رو شرمنده . آدمیزاد هم یه تحملی داره .

 

 

+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 1:13 |
nimroo!

طرز تهیه ی نیمرو!

 

دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 

 

+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 14:22 |

 

سلام دوستای خوبم!

ممنون از لطف همتون که بهم سر می زنید و با نظراتتون منو دلگرم می کنید.

نماز روزه هاتونم قبول باشه.

جشن مهرگان رو پیشاپیش بهتون تبریک می گم.

مطلب پایین هم مربوط به همین جشن باستانی می شه.

فقط یه راهنماییه کوچیک: چون مطلب خیلی زیاده نصفش رو تو ادامه مطلب گذاشتم.

بخش اول که تو همین صفحه می خونید مربوط به نقل قولهایی هستش که از افراد معروف در کتابهای معتبر(تقریبا معتبر) در مورد این جشن نوشته شده. بخش دوم هم مربوط به خود جشن و نوع برگزاری و نقشش در ادبیات و موسیقی ماست.

امیدوارم به دردتون بخوره و به اطلاعاتتون در مورد فرهنگمون اضافه کنه.

پس با هم می خوانیم......................

 

 

 

 

مهر روز از مهرماه برابر با شانزدهم مهرماه در گاهشماری ایرانی

"می­ستاییم مهرِ دارنده­ی دشت­های پهناور را،
او که به همه­ی سرزمین­های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می­بخشد."
»اوستا - مهریَشت«

» جشن مهرگان« که در گذشته آن­را» میتراکانا یا متراکانا (Metrakana) « می­نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می­شد(1)، پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد »میثرَه« یا» میترا« و بعدها» مهر« که از مهرروز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد.

 

                                                   

                                                  

                                                    سنگ‌‌نگاره­ی میترا
                                                در نمرود داغ، آناتولی خاوری

                                                     سده یکم
پیش از میلاد

»مهریشت« نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن‌ترین بخش­های اوستا بشمار می‌آید. مهر یشت از نگاه اشاره‌های نجومی و باورهای کیهانی از مهم‌ترین و ناب‌ترین بخش‌های اوستا است و کهن‌ترین سند در باره­ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می­باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.
روز آغاز جشن مهرگان، مهرگان همگانی (عامه) و روز انجام، مهرگان ویژه­(خاصه) نام دارد.
همان­طور که می­دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می­شد، تابستان (هَمَ ( Hama" "هفت ماهه و زمستان  )زَیَنَ" Zayana"( پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می­کرده­اند.

                                               

                                                

                                         برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی

آن­چنان كه ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»‌ از زبان «سلمان فارسی» آورده است:(...ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...)
در برهان قاطع« خلف تبریزی» نیز درباره­ی مهرگان می­خوانیم:
...» نام روز شانزدهم از هرماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگتر جشنی نمی­باشد و هم­چنان که نوروز را عامه و خاصه می­باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه )روز جشن مُغان )خوانند و عجمان گویند که خدای تعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید«

پیدایش مهرگان

پیشینه­ی جشن مهرگان به اندازه­ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن­جا كه بن نوشت­های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست كم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه­ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره كرده است:

فریدون چو شد بر جهان كامکار              ندانست جز خویشتن شهریار

به رســم کیان تاج و تخت مهی                  بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته ســر مهر ماه                  به سر برنهاد آن كیانی كلاه

زمانه بی اندوه گشـت از بدی                   گرفتند هر کــس ره بـخردی

دل  از  داوری­هـا بپرداخـتـنـد                  به آیین یکی جشن نو ساختند

نـشـسـتـنـد  فرزانگان  شادكام                  گـرفتند هـر یک ز ياقوت جام

می روشن و چهره ی شاه نو                جهان نو ز داد از سرِ ماه نو

بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه عنبر و زعفران سوختند

پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت              تن‌آسانی و خوردن آیین اوست

كنون  یادگارست  ازو  ماه  مهر          به كوش و به رنج ایچ منمای چهر

ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد:
...» در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوه­ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید...» 
و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین­الاخبار» را نگاشته از جشن­های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره­ی مهرگان می­گوید:
«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آن­جا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»
گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم‌پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یكسانی ارائه دهند.
«اسدی توسی» نیز در گرشاسب‌نامه از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد:

فریدون فرخ به گرز نبرد                      ز ضحاك تازی برآورد گرد

چو در برج شاهین شد از خوشه مهر             نشست او به شاهی سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در التفهیم می‌نویسد:
«مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنكه معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آن­چه از پس نوروز بُوَد...»
گزارش خلف تبریزی درباره­ی پیدایش مهرگان نیز این­چنین است:
«... و دراین روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز برتخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»
دكتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه­ی بیرونی می‌نویسد:
«... و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنان‌كه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تكیه‌گاه ایشان اینست كه «اسكندر» از «ارسطو» پرسید كه كدام­یك از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌كند كه نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن­هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»
و حتی بیرونی كه به سخت‌كوشی و پركاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند كه در مهرگان و نوروز بیاساید، آن­گونه كه «شهروزی» در مورد وی می‌گوید:
«... دست و چشم و فكر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»
در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره­ی جشن مهرگان گفت­وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین­های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می­داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می­آوردند، این آداب و آیین­ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می­شد و هنگامی که سختگیری تازیان در این­باره آغاز می­شد، ایرانیان به گونه­های پنهان آیین­های خود را برگزار می­کردند. سرانجام به انگیزه اهلیت این آیین­ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان­ها و یا زیر سرپوش­ها و عنوان­هایی تازه­ مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می­گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان. «رودکی» درباره­ی مهرگان چنین سروده است:

ملکا جشن مهرگان آمــــد       جشن شاهان و خسروان آمــد

جز به جای ملهم و خرگاه      بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد

مورد برجای سوسن آمـــد بــاز       می بر جای ارغوان آمــــد

تو جوانمرد و دولت تو جوان       می بر بخت تو جوان آمـد

«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می­شد در کتاب خود آورده است:
«...و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی­اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت»

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 20:36 |