سلام دوستای خوبم!
ممنون از لطف همتون که بهم سر می زنید و با نظراتتون منو دلگرم می کنید.
نماز روزه هاتونم قبول باشه.
جشن مهرگان رو پیشاپیش بهتون تبریک می گم.
مطلب پایین هم مربوط به همین جشن باستانی می شه.
فقط یه راهنماییه کوچیک: چون مطلب خیلی زیاده نصفش رو تو ادامه مطلب گذاشتم.
بخش اول که تو همین صفحه می خونید مربوط به نقل قولهایی هستش که از افراد معروف در کتابهای معتبر(تقریبا معتبر) در مورد این جشن نوشته شده. بخش دوم هم مربوط به خود جشن و نوع برگزاری و نقشش در ادبیات و موسیقی ماست.
امیدوارم به دردتون بخوره و به اطلاعاتتون در مورد فرهنگمون اضافه کنه.
پس با هم می خوانیم......................

مهر روز از مهرماه برابر با شانزدهم مهرماه در گاهشماری ایرانی
"میستاییم مهرِ دارندهی دشتهای پهناور را،
او که به همهی سرزمینهای ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی میبخشد."
»اوستا - مهریَشت«
» جشن مهرگان« که در گذشته آنرا» میتراکانا یا متراکانا (Metrakana) « مینامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار میشد(1)، پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد »میثرَه« یا» میترا« و بعدها» مهر« که از مهرروز آغاز شده تا رام روز به اندازهی شش روز ادامه دارد.

سنگنگارهی میترا
در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده یکم پیش از میلاد
»مهریشت« نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهنترین بخشهای اوستا بشمار میآید. مهر یشت از نگاه اشارههای نجومی و باورهای کیهانی از مهمترین و نابترین بخشهای اوستا است و کهنترین سند در بارهی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت میباشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.
روز آغاز جشن مهرگان، مهرگان همگانی (عامه) و روز انجام، مهرگان ویژه(خاصه) نام دارد.
همانطور که میدانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش میشد، تابستان (هَمَ ( Hama" "هفت ماهه و زمستان )زَیَنَ" Zayana"( پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود و از این رو این دو جشن با هم برابری میکردهاند.

برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی
آنچنان كه ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» از زبان «سلمان فارسی» آورده است:(...ما در عهد زرتشتی بودن میگفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...)
در برهان قاطع« خلف تبریزی» نیز دربارهی مهرگان میخوانیم:
...» نام روز شانزدهم از هرماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگتر جشنی نمیباشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه میباشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه )روز جشن مُغان )خوانند و عجمان گویند که خدای تعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید«
پیدایش مهرگان
پیشینهی جشن مهرگان به اندازهی قدمت ايزدش، میترا است و تا آنجا كه بن نوشتهای موجود نشان میدهند، اين جشن دست كم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامهی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره كرده است:
فریدون چو شد بر جهان كامکار ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته ســر مهر ماه به سر برنهاد آن كیانی كلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی گرفتند هر کــس ره بـخردی
دل از داوریهـا بپرداخـتـنـد به آیین یکی جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد فرزانگان شادكام گـرفتند هـر یک ز ياقوت جام
می روشن و چهره ی شاه نو جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد همه عنبر و زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت تنآسانی و خوردن آیین اوست
كنون یادگارست ازو ماه مهر به كوش و به رنج ایچ منمای چهر
ابوریحان بیرونی نیز میآورد:
...» در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوهی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید...»
و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زینالاخبار» را نگاشته از جشنهای ایران باستان بخشی را آورده است و دربارهی مهرگان میگوید:
«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»
گویا تاریخنویسان، شاعران و نویسندگان همپیمان گشتهاند تا از پیدایش مهرگان گزارشهای یكسانی ارائه دهند.
«اسدی توسی» نیز در گرشاسبنامه از چرایی پیدایش مهرگان گزارش میدهد:
فریدون فرخ به گرز نبرد ز ضحاك تازی برآورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر نشست او به شاهی سر ماه مهر
و باز هم «بیرونی» در التفهیم مینویسد:
«… مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنكه معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آنچه از پس نوروز بُوَد...»
گزارش خلف تبریزی دربارهی پیدایش مهرگان نیز اینچنین است:
«... و دراین روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز برتخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»
دكتر «محمود روحالامینی» به نقل از آثارالباقیهی بیرونی مینویسد:
«... و برخی مهرگان را بر نوروز برتری دادهاند چنانكه پاییز را بر بهار برتری دادهاند و تكیهگاه ایشان اینست كه «اسكندر» از «ارسطو» پرسید كه كدامیك از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز میكند كه نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آنهاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»
و حتی بیرونی كه به سختكوشی و پركاری نامدار است گویا بایستهی خویش میداند كه در مهرگان و نوروز بیاساید، آنگونه كه «شهروزی» در مورد وی میگوید:
«... دست و چشم و فكر او هیچگاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»
در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، دربارهی جشن مهرگان گفتوگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیینهای گذشته و آدابشان را همچنان نگه میداشتند و هنگامی که فرصتی به دست میآوردند، این آداب و آیینها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار میشد و هنگامی که سختگیری تازیان در اینباره آغاز میشد، ایرانیان به گونههای پنهان آیینهای خود را برگزار میکردند. سرانجام به انگیزه اهلیت این آیینها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوانها و یا زیر سرپوشها و عنوانهایی تازه مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار میگرفت. از آن جمله است جشن مهرگان. «رودکی» دربارهی مهرگان چنین سروده است:
ملکا جشن مهرگان آمــــد جشن شاهان و خسروان آمــد
جز به جای ملهم و خرگاه بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز می بر جای ارغوان آمــــد
تو جوانمرد و دولت تو جوان می بر بخت تو جوان آمـد
«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار میشد در کتاب خود آورده است:
«...و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بیاندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت»
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
20:36 |