تبليغاتX
شلوغ پلوغ
سلام به دوستای گلم

این دفعه واسطون یه عکس جلب یافتم................

با دیدن این عکس بعد از ۳۰ثانیه آدمای توی عکس از ۱۲تابه ۱۳تا تبدیل می شن!!!

 

از من نپرسین چرا. چون خودمم نمی دونم.اگه فهمیدین به ما هم بگین.

فعلاْ..........................

+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 20:56 |

تست هوش

سلام به دوستان باهوش خودم.می دونم از دسته شهره خسته شدید...

می دونم مثل من دلتون واسه من تنگ شده بود....

بالاخره اومدم................

 

4تا سوأل هست كه باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن هم نداری،  حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.

 

آماده ای؟

 

برو پایین تر.....

 

 

سوأل اول :

فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

 

پاسخ:

اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

 

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.

برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

 

سوأل دوم:

اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

 

جواب:

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

 

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 19:41 |

سلام باز من اومدم.............

از دست هنگامه خسته شده بودید خب حق دارید.امان به من نمی ده که !!!!!!!!

 

خوشبختی

خوشبختی نه در متن زبور است نه آن سوی مرگ

نه در شعله های شراب است

نه در برق سکه ها

خوشبختی نه خرافه ی عاجزان است

نه عصاره ی خواری و بردگی دیگران

آن را این سوی مرگ با سه سلاح اعجازگر کار و پیکار و

همبستگی می سازند  

 

 

و اما ادامه ی تبلیغات.............

 

                    روش‌های ‌تبلیغ :‌

بروشور:‌ ‌بسیاری ‌از ‌نرم‌افزارهای ‌نشر ‌رومیزی ‌و ‌واژه‌پرداز ‌قادرند ‌بروشورهای ‌اكوردئونی ‌سه ‌لتی ‌درست ‌كنند ‌(5/8 ‌*5/11 ‌اینچ) ‌اگر ‌بروشورهای ‌دارای ‌اطلاعات ‌مفید، ‌درست ‌طراحی ‌شوند، ‌بسیار ‌از ‌نظرتبلیغاتی ‌مؤثر ‌هستند. ‌این ‌بروشورها ‌به ‌تدریج ‌در ‌حال ‌تبدیل ‌شدن ‌به ‌یك ‌روش ‌عمده ‌تبلیغاتی ‌هستند.

تبلیغات ‌پستی: ‌تبلیغاتی ‌كه ‌به‌طور ‌مستقیم ‌از ‌طریق ‌پست ‌برای ‌مشتریان ‌فرستاده ‌می‌‌شوند، ‌كاملاً ‌می‌‌توانند ‌با ‌ماهیت ‌و ‌نوع ‌نیاز ‌مشتریان ‌در ‌ارتباط ‌باشند. ‌شما ‌می‌‌توانید ‌یك ‌فهرست ‌ثابت ‌از ‌مشتریان ‌كنونی ‌و ‌یا ‌از ‌مشتریانی ‌كه ‌می‌‌توانند ‌مخاطب ‌بالقوه ‌شما ‌باشند، ‌تهیه ‌كنید. ‌این ‌كار ‌را ‌می‌‌توانید ‌از ‌طریق ‌جمع‌آوری ‌كارت‌های ‌ویزیت ‌دنبال ‌كرده ‌و ‌مدام ‌لیستی ‌را ‌كه ‌از ‌این ‌طریق ‌تهیه ‌كرده‌اید، ‌به ‌روز ‌كنید، ‌چرا ‌كه ‌همواره ‌در ‌چنین ‌مواردی ‌این ‌خطر ‌بالقوه ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌لیست ‌شما ‌قدیمی ‌شود. ‌بنابراین ‌همیشه ‌درصدد ‌اصلاح ‌آدرس‌هایی ‌باشید ‌كه ‌برگشت ‌خورده‌اند ‌در ‌استفاده ‌از ‌فهرست ‌پستی ‌به ‌دلیل ‌هزینه‌هایی ‌كه ‌در ‌بردارد، ‌همیشه ‌باید ‌محتاط ‌بود. ‌ضمناً ‌فراموش ‌نكنید ‌كه ‌مشتریان ‌را ‌نباید ‌با ‌اطلاعات ‌فراوان، ‌بمباران ‌كرد.

پیام ‌از ‌طریق ‌ایمیل: ‌استفاده ‌از ‌ایمیل ‌برای ‌تبلیغ ‌یكی ‌از ‌شگفت‌انگیزترین ‌راه‌هایی ‌است ‌كه ‌پیام‌هایتان ‌را ‌به ‌دیگران برسانید. ‌در ‌مواردی ‌كه ‌از ‌ایمیل ‌استفاده ‌می‌‌كنید، ‌در ‌انتهای ‌ایمیل‌هایتان ‌امضا ‌بگذارید. ‌در ‌حال ‌حاضر ‌این ‌امكان ‌در ‌بسته‌های ‌نرم‌افزاری ‌هست ‌كه ‌امضایتان ‌را ‌برای ‌تمام ‌ایمیل‌هایتان ‌پیوست ‌كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 15:15 |

سلام دوستان خوبم!

می دونم منتظر ادامه ی مطلب IQهستید.

خوب اینم ادامش..........................

نوابغ) منظورش منم) چگونه می اندیشند؟(قسمت دوم)

راهبردهاي فكري نوابغ

نبوغ را مي‌توان همانند تكامل بيولوژيكي دانست كه نيازمند نسلي غني و غيرقابل پيش‌بيني از گزينه‌ها و احتمالات متنوع است. به اين ترتيب، اين فكر است كه باعث استمرار بهترين ايده‌ها در راستاي توسعه و ارتباطات آينده مي‌شود. جنبه مهم اين نظريه اين است كه شما بايستي ابزارهايي براي ايجاد تنوع در ايده‌هايتان در اختيار داشته باشيد و براي اثربخشي واقعي، اين تنوع بايد "كور" باشد. اين تنوع كور باعث عزيمت از دانشِ بازآفريني (حفظي) به آفرينشگري مي‌شود.

پـژوهشگران فـراواني قـصد تـوصيف و مستندسـازي روش تـفكـر نـوابـغ را داشته‌اند. آنـان بـا مطالعه و بـررسي دفـترچـه‌هاي خاطـرات، ارجـاعات، مكالـمات و ايـده‌هاي بـزرگترين متفكران جـهان كـوشيده‌اند تـا راهبـردهاي ويژه تـفكر نوابغ و الگوهاي فـكري آنـان را كه مي‌تواند گستره‌ي حيـرت‌انگيزي از ايده‌هـاي بـكر و اصـيل را بيـافريند، كشـف نمايند.

هشت راهبرد مورد استفاده ابرخلاقان

اكنون، هشت مورد از راهبردهايي را كه در الگوهاي انديشه نوابغ خلاق (در تاريخ علم، هنر، و صنعت) مشترك است، شرح مي‌‌دهيم:

1. نوابغ از دريچه‌هاي مختلف به مسأله نگاه مي‌كنند. نوابغ اغلب به دنبال يافتن نگرشي نو هستند كه تاكنون ديگران آن‌ها را برنگزيده‌اند. لئوناردو داوينچي معتقد بود كه براي كسب دانش راجع به قالب يك مسأله، بايد ياد بگيريم كه چگونه آن را از راههاي گوناگون، بازسازي كنيم. او اعتقاد داشت كه اولين نگرش ما به يك مسأله، به‌شدت متأثر از نگرش معمول و روزمره‌مان است. او مسأله خود را ابتدا از يك نگاه، بعد از نگاهي ديگر و بعد از نگاههاي ديگر بازسازي مي‌كرد. با هر تغيير، درك او از مسأله عميق‌تر و به‌همان اندازه به فهم اصل مسأله نزديك‌تر مي‌شد.

نظريه نسبيت انشتين، اساسا"، توصيف تعاملات بين چند نگاه مختلف است. روش تحليلي فرويد نيز به‌دنبال يافتن جزئياتي است كه با نگاه سنتي نمي‌توان آن‌ها را ديد. در حقيقت فرويد همواره در جستجوي يافتن زاويه نگرش كاملاً جديدي بوده است.

يك انديشمند، براي حل خلاقانه يك مسأله، بايد در ابتدا رويكرد اوليه خود را كه برخاسته از تجربيات گذشته است، كاملا" رها كند و مسأله را مجدداً تصور و تخيل نمايد.  نوابغ با اجتناب از نگاه يك سويه فقط به حل مسائل موجود (همچون ابداع يك سوخت سازگار با محيط‌زيست) نمي‌انديشند، بلكه به كشف مسائل جديد نيز مي‌پردازند.

2. نوابغ افكار خود را به تصوير مي‌كشند. انفجار خلاقيت در عصر رنسانس به‌شدت متأثر از تدوين و توزيع دانش عظيم و گسترده نقاشي، طراحي و نمودارهايي همچون نمودارهاي مشهور داوينچي و گاليله بود. گاليله در زماني كه اكثر معاصران وي همچنان از رويكردهاي متعارف رياضي و گويشي استفاده مي‌كردند، با نمايش  تفكرات خود بر صفحه كاغذ ، انقلابي در علم ايجاد كرد.

نوابغ بعد از آنكه حداقل توانايي‌هاي خاص گويشي را به‌دست مي‌آورند، به‌دنبال افزايش مهارت‌هاي تصويري (ديداري) و تجسمي خود مي‌روند تا بتوانند، اطلاعات را به روش‌هاي مختلف نمايش دهند. وقتي انشتين با مسأله‌اي مواجه مي‌شد، همواره لازم مي‌ديد تا موضوع خود را به تمامي روش‌هاي ممكن (همچون نمودارها) فرموله نمايد. او ذهني بسيار تصويري داشت؛ و به‌جاي انديشيدن در چارچوب‌هاي خشك استدلال‌هاي رياضي و گويشي، در قالب گزاره‌هاي تصويري و فضايي فكر مي‌كرد. در واقع، او معتقد بود كه كلمات و اعداد (آن‌گونه كه آن‌ها را مي‌خوانيم يا مي‌نويسيم)، چندان نقشي در فرآيند تفكرش بازي نمي‌كنند.

3. نوابغ توليد مي‌كنند. يكي ديگر از ويژگي‌هاي متمايز نوابغ، باروري و استعداد توليد سرشار آنان است. توماس اديسون، 1093 اختراع ثبت نموده و همچنان سرآمد مخترعين است. او براي تضمين بهره‌وري گروهش، براي همه اعضا سهميه ايده تعيين كرده بود. سهميه شخصي خود او، حداقل يك اختراع كوچك در هر 10 روز و يك اختراع بزرگ در هر 6 ماه بوده است.

باخ، هر هفته‌ يك آواز مي‌سرود، حتي اگر مريض يا بي‌حال بود. موتزارت، بيش از 6000 قطعه موسيقي خلق كرد. انشتين هم اگرچه بيشتر به‌خاطر مقاله خود در باب نسبيت مشهور است، ولي 248 مقاله ديگر نيز منتشر كرده است. تي‌اس اليوت، چندين پيش‌نويس براي "برهوت" تهيه كرد كه ملقمه‌اي از پيام‌هاي خوب و بدي بود كه به‌ناگاه به شاه‌قطعه تبديل شدند.مطالعه‌اي كه دين كيت سايمونتون از دانشگاه كاليفرنيا روي 2036 دانشمند انجام داد، نشان‌ داد كه معتبرترين دانشمندان، فقط آثار گرانقدر خلق نكرده‌اند، بلكه انبوهي از كارهاي بد و نامطلوب نيز داشته‌اند و از حجم عظيم و كميت كار آنان، كيفيت نيز سر برآورده است.

4. نوابغ، تركيباتي بديع مي‌آفرينند. سيمونتون دركتاب "نابغه علمي" خود (1989)، تصريح مي‌كند كه نوابغ، به‌جاي اينكه صرفاً كارها را بر اساس ذوق و استعداد انجام دهند، بيشتر تركيبات بديع و نو مي‌آفرينند. يك نابغه نيز همچون يك كودك بسيار بازيگوش كه با مجموعه‌اي از بلوك‌هاي ساختماني سرگرم مي‌شود، دايماً در حال تجزيه و تركيب ايده‌ها، تصاوير و افكار به روش‌هاي مختلف در ضميرهاي خودآگاه وناخودآگاه خويش است.

معادله انشتين را در نظر بگيريد: E=mc2. انشتين مفاهيم انرژي، جرم و سرعت نور را اختراع نكرد. در عوض، با تركيب اين مفاهيم در قالبي نو، توانست جهاني را كه ديگران نيز مي‌ديدند، به روشي متفاوت ببيند. قوانين وراثت كه علم ژنتيك نوين بر پايه آن بنا شده، برخواسته از نظرات يك كشيش اتريشي بنام گروگر مندل است كه رياضيات و زيست‌شناسي را تركيب كرد تا علمي نو بيافريند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 11:20 |

سلام دوستای گلم..............

چه خبراز زندگی؟!

راستی این هفته هم یه مطلب توپ گیر آوردم اما این بار در مورد .IQ(برای اینکه بیشتر با مغزهای پیچیدمون آشنا بشیم)

پس با هم می خوانیم………………

نوابغ چگونه مي‌انديشند؟

هشت راهبرد مورد استفاده ابرخلاقان

ساليان سال، پژوهشگران بسياري كوشيده‌اند تا از طريق تحليل‌هاي آماري، نبوغ را مطالعه كرده و به كمك انبوهي از داده‌ها و اطلاعات، معماي نبوغ را روشن نمايند. هاولوك اليس، در سال 1904 طبق مطالعاتي كه روي نوابغ انجام داد، به اين نتيجه رسيد كه اكثر نوابغ پدراني بالاي 30 سال و مادراني زير 25 سال داشته‌اند و عموماً در كودكي، بيمار و رنجور بوده‌اند. پژوهشگران ديگري نيز مدعي بوده‌اند كه بسياري از نوابغ، يا مجرد بوده‌اند (همچون دِكارت)، يا يتيم بوده‌اند (همچون ديكنز)، و يا مادر نداشته‌اند (همچون داروين). نهايت امر، انبوه داده‌ها و اطلاعات نيز چيزي را روشن نكرد. دانش‌پژوهان نيز كوشيدند تا ارتباط بين هوش و نبوغ را بسنجند. نتيجه اين بود كه هوش، نمي‌تواند به تنهايي موجب نبوغ گردد. ضريب هوشي (IQ) بسياري از فيزيكدانان به مراتب بالاتر از ريچارد فاينمن (برنده جايزه نوبل) است، در حاليكه او با ضريب هوشي حدود 122 نبوغي شگفت‌انگيز از خود نشان داد. نابغه كسي نيست كه در آزمون‌هاي دانشگاهي رتبه‌ي اول را كسب مي‌كند، يا ضريب هوشي فوق‌العاده بالايي دارد. بعد از مطالعات روانشناسي جوي گولفورد (در دهه 1960)، كه به‌خاطر رويكرد علمي خود به خلاقيت معروف شده است، روانشناسان به اين نتيجه رسيدند كه خلاقيت و هوش ماهيت‌هاي متـفاوتي دارند. انسان مي‌تواند بـسيار بـاهوش باشـد ولي خـلاق نباشد و به‌عكس مي‌تواند بسيار خلاق باشد ولي چندان باهوش نباشد.

اكثر افرادِ نسبتاً باهوش مي‌توانند پاسخ متعارفِ يك مسأله يا  سوال را بيابند. مثلاً اگر از ما بپرسند "نصف 13 چقدر مي‌شود؟"، اكثرمان بي‌درنگ پاسخ مي‌دهيم شش‌ونيم. شما هم احتمالاً چند ثانيه‌اي ذهنتان معطوف به محاسبه جواب شد و بعد باز به متن بازگشته‌ايد.

تفكر آفرينشگر در برابر تفكر بازآفرين

عموماً ما به روش بازآفريني ـ يعني برمبناي مسايل مشابهي كه در گذشته با آن‌ها مواجه شده‌ايم ـ تفكر مي‌كنيم. زماني كه با مسأله‌اي روبرو مي‌شويم، آن را به قالبي مي‌بريم كه قبلاً جواب داده است. از خود مي‌پرسيم: "براي حل اين مسأله، چه چيزي را قبلاً در زندگي، تحصيل يا كار خود آموخته‌ام؟"، سپس به روشي تحليلي، مطمئن‌ترين روش را كه در تجربيات گذشته‌مان جواب داده است، انتخاب كرده و بقيه را حذف مي‌نماييم. آنگاه در چارچوبي كاملاً مشخص به حل مسأله مي‌پردازيم. از آنجايي كه براساس تجربيات خـود، به درسـتي و منطـقي‌بودن گـام‌هاي روش خـود مطـمئـنيم، مغرورانه به درستي نتيجه‌گيري‌مان نيز معتقديم. در مقابل، نوابغ به روشي آفرينشگرانه مي‌انديشند نه بازآفرين. آن‌ها وقتي با مسأله‌اي مواجه مي‌شوند، به جاي اينكه بپرسند "چه روشي را ديگران تا به‌حال براي حل اين مسأله به من آموخته‌اند؟" از خود مي‌پرسند: "به چند روش مي‌توانم به آن نگاه كنم؟"، "چگونه مي‌توانم به روشي نو به آن بنگرم؟" و "به چند روش مختلف مي‌توانم آن را حل كنم؟"، آن‌ها با پاسخ‌هايي بسيار متفاوت، بعضاً غيرمتعارف و حتي منحصربه‌فرد، به مسأله جواب مي‌دهند. يك متفكر آفرينشگر (در پاسخ به سوالي كه بيان كرديم)، ممكن است بگويد سيزده (thirteen) را به روش‌هاي مختلف مي‌توان بيان كرد و به راههاي مختلف نيز مي‌توان آن را نصف كرد، مثلاً:

۶/۵ 

3 و 1 =  3 | 1

 

4s = THIR TEEN

 

2 و 11 = II | XI

 

8 = XIII

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيد، با بيان عدد 13 در قالب‌هاي مختلف، مي‌توان پاسخ داد كه يك‌دوم سيزده، مي‌تواند 5/6، 1 و3، 4، 11 و 2، 8 يا خيلي چيزهاي ديگر باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هنگامه وشهره در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 0:25 |